منصور ضابطیان در کتاب " مارک و پلو " می گوید :
" ایتالیا مهدِ پیتزای جهان است . این غذای پرطرفدار ما ایرانی ها را در هر کوچه پس کوچه ای در شهر های ایتالیا می توانید پیدا کنید . اما با دیدن اولین پیتزا فروشی تمام تلقی تان نسبت به پیتزا به هم می ریزد .چون آنچه می بینید و می خورید ، شباهت چندانی با پیتزاهای وطنی ندارد . مرسوم ترین پیتزا بین ایتالیایی ها پیتزا مارگاریتاست که تشکیل شده از یک ورقه ی خیلی خیلی نازک خمیر و مقدار خیلی خیلی کم پنیر. آن قدر کم که همه جای سطح خمیر را نمی گیرد و باعث می شود که خمیر فقط بوی پنیر بگیرد . روی این مجموعه ، کمی _ فقط کمی _ سس گوجه فرنگی مالیده شده است . پیتزاها در ابعاد بسیار بزرگ و به شکل آماده در پیتزا فروشی ها هستند . پیتزا را از توی ویترین انتخاب می کنید و به هر تعداد قطعه ای که بخواهید ، آشپز آن را توی فر می گذارد و سه چهار دقیقه بعد تحویل تان می دهد . در ایتالیا وقتی می گویید پیتزای قارچ یعنی همین مجموعه منهای آن سس گوجه فرنگی به علاوه ی چند تکه ی کوچک قارچ .پیتزای پپرونی فقط سه یا چهار تکه پپرونی در هر قطعه پیتزا دارد و ... ترجمه ی فارسی پیتزا-یعنی کش لقمه-در خود ایتالیا مصداقی ندارد چون پنیر استفاده شده آنقدر کم است که هیچ لقمه ای کش نمی آید . وضعیت غذاهای دیگری مثل لازانیا و پاستا هم به همین شکل است . آن چه ما در ایران به نام پیتزا می خوریم ، غذایی ست بسیار خوشمزه که هیچ ربطی به ایتالیا ندارد . و مطمئن باشید اگر یک ایتالیایی به ایران بیاید و به او پیتزا بدهید ، از شما خواهد پرسید: « چه غذای خوشمزه ای ، اسم این غذا چیه ؟ » "
انگار "ما ایرانیا" (آیکون نشون دادن گیومه به به وسیله ی انگشت اشاره و وسط )، نه تنها در قضاوت و حکم دادن و استفاده از فلان گرام و بهمان گرام شورشو درمیاریم بلکه در زمینه ی آوردن یک غذا از جایی دیگه هم کم نمیذاریم .
برچسب:
نویسنده: زهرا مرادی