خرید بک لینک


قبلا که مامان سر کار بود، با وجود خستگی ها ولی بیشتر دل به کار میداد. کیک میپخت، نون پنجره ای، انواع ترشی و مربا میذاشت، از این ویفر نوستالژیکا که وسطش یه کرم وانیلی بود درست میکرد. الانا دیگه هر چقد رسپی های خفن براش بخونم وسوسه نمیشود که نمیشود. این شد که به سبک خودش، اسفنجی معمولی کلاسیک پختم. همیشه ی خدا همین یه نوع رو میپخت ولی برای ما خفنترین و لذیذترین کیک دنیا بود و وقتی که یه کرم کاکایویی داشت هم دیگه بال در می آوردیم. بوی بچگیمونو میده. بوی روزایی که کلش به بازی تو کوچه میگذشت. ما خسته و همچنان پر جنب و جوش از کوچه میومدیم و بعد از چسبوندن دهن به شیر آب حیاط کیکی رو میخوردیم که خانوم ملکه ویکتوریا گویا برای عصرانه هاش با چای میل میکرده. برای تزیین، فکر کردم همینطوری ساده و اصیل و خونگی خودش بهتره. فعلا داره سرد میشه ولی قریب به یقین به کیفیت کیکای کودکی نیست. دست مامان یه چیز دیگه ست آخه.

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:22

صفحه بندی