خرید بک لینک

هزار بار وویسی که آقای آقا برای پسرش علی گذاشته گوش دادم. هر بار هم حالم به بدترینش میرسه ولی بازم گوش میدم. چقد احساس خنگی میکنم در برابر خودش و همسر شیرزنش. تا قبل آقای آقا، داغ اونی که بیش از همه روی دلم بود و فکرش هیچوقت رهام نمیکرد ریچل کوری بود. آدم گاهی زلف دلش یه جاهایی گره میخوره و ول نمیشه که نمیشه. بعضی تلنگرا هشت ریشتری تکونت میدن، اصلا میریزنت پایین و ویرونت میکنن. خب همه ی ما فدای اون بغضت، اون صدای نفس پاکت، اون چشمات که جگر شیر رو آب میکنه، همه ی ما فدای مظلومیتت افتخار نسل سوم، افتخار دهه هفتاد، مایه ی فخر ایران. تا عمر دارم چشمات جلوی نظرمه. هوای ما رو هم داشته باش عزیز دردونه ی خدا.

برچسب: سیصد,شصت,هفت, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:44

صفحه بندی