خرید بک لینک

دلم قرار میخواد تو از این کافه پیاده روییا، توی یه شهر دووورِ خنک. از این شهرهای سکسی که خیابوناشون سنگفرشه، ساختموناش چوبیه،خلوت و غیر توریستین و توش همه انگار یه جور خاصی خوش پوش و اهل دل و با آرامشن.نمیدونم مثل کودوم شهر... فقط عکساشونو دیدم.

* من واقعا دیگه لیست آرزوهام داره از یه عالمه سفر پر میشه و؟ با این خانواده ی سختی که دارم نمیدونم چیکارشون کنم. حتی گاهی که به شوخی به مامان میگم میخوایم بریم کویر! یهو میپرسه «با کی؟» و این با کی؟ یعنی با هر کس به غیر از خانواده عمرااااا! سفرهای بووووورینگ خانواده که همه ش به خرید و پیاده رو گز کردن میگذره. اون دفعه داشتم کلیپ یه عده که به دماوند صعود کرده بودن رو میدیدم که بالای قله به هم تبریک میگفتن بابت رسیدن به نوک! من اشک تو چشمام بود.

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

صفحه بندی