خرید بک لینک

بچه ها من خیلی کار نکرده دارم. نمیدونم چه جوری برنامه بریزم بهشون برسم. وقتهای متعدد دکتر هم این وسط کاملا رو اعصابمه. رو اعصابی دیگه ش اینه که چند تا کارام نیاز به سفر داره. سفرهای پشت سر هم و به هر حال من باید تو این چند ماه باقی مونده تمومشون کنم. یه چیزی که معطلم میکنه اینه که برنامه های مامانم اینا خیلی دیر با من جور میشه.

باید بنویسم. باید سفت و سخت کارامو بنویسم.



+ چرا من وقتی زیاد با لپ تاپ کار میکنم حس میکنم رنگم میپره وقتی پا میشم؟ این چند روزم همه ش ارور پشت ارور بوده.وای سردرد میگیرم وقتی بهش فکر میکنم.

+ کسی واقعا نمیخواد هرس نسیم مرعشی رو با تبریک تولدی به من کادو بده؟برم خدا روزیمو جای دیگه بده؟ یا این قبری که بالاش گریه میکنم توش مرده نیست؟ یا این امامزاده ای که دخیل بستم شفا نمیده؟ یا همه ش :دی

+ بچه ها فیدیبو یه تخفیف پنجاه درصدی زده برای هر کسی که برای بار اول خرید کنه، کد تخفیف هم فک کنم اینه digikala9. تو خود فیدیبو میبینین. البته هرس رو نداشتن :دی

+مامانم میگه برای کنکور ارشد بخون. «تو لیسانس نمون». من انگیزه شو ندارم و دویت ندارم و حوصله ی دانشگاه و میدترم و فاینال و حضور غیاب رو ندارم. حس میکنم پیر شدم دیگه برای این کارا. هر روز ازم میپرسه برنامه ریختی؟ آبانه ها! برنامه بریز، تو لیسانس نمون! بسیار رو اع صابم اثر داره حرفاش. حالا نمیدونم، شایدم خر شدم خوندم. چون مامان من دقیقا عین اون استاده تو فیلم ویپلشه. چنان جنگ روانی ای با آدم راه میندازه که کمتر از یک و دو و نهایتا سه نمیشی :دی

+دخترایی تو شرایط من که هیچیشون معلوم نیست و در مسیر همه چی اَن هنوز، به خواستگاراشون چی میگن. راجع به کار و ادامه تحصیل و محل زندگی و.... ؟

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 2:23

صفحه بندی