خرید بک لینک

اولین نفری بودم که میترا موضوع عاشق شدنش را براش اعتراف کرد... از همان بچگی من و میترا به خواهر دو  قلوها  ی افسانهای شهرت گرفته بودیم.

من سه دقیقه از میترا بزرگتر بودم و همین سه دقیقه، عاملی بود تا همیشه نقش خواهر بزرگتر را ایفا کنم... اما جدا از این ماجرا میترا حقیقتا یک دختر کوچولو بود با کلی رفتارهای شتابزده و من درست نقطه مقابل او... برای همین همیشه چه در مدرسه و چه در خانواده حامی او به حساب میآمدم و حتی زمانی که هردو در دانشگاه در رشته مهندسی کامپیوتر قبول شدیم، باز این من بودم که از او مراقبت میکردم...


خوشبختانه میترا و من چنان به هم علاقه داشتیم که خصوصیترین مسائل را هم، قبل از اینکه با پدر و مادرمان در میان بگذاریم، با هم بازگو میکردیم و از هم راهنمایی میخواستیم... از این رو تعجببرانگیز نبود که این خواهر کوچولوی من، اولین نفری را که برای برملا ساختن راز دلش انتخاب کند من باشم...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 1:15

صفحه بندی