خرید بک لینک


آدم وبلاگا رو میخونه میبینه مردم کلی دغدغه ی فکری و فلسفی و معنایی دارن و درگیر حل مشکلات عدیده و گره های کور زندگی هستن و داد تنهایی سر دادن . بعد میره اینستاگرام میبینه همه غرق مهمونی و شادی و دور همی و گشت و گذار با دوستان خیلی زیاد هستن و همه زندگیا به راه و آیفونها به دست و همه خوشگل و شاداب و پوستها درخشان و کلا بهشت رو میشه توی اینستاگرام آدمها لمس کرد . بعد خب قضاوتی در کار نیست ، فقط انگار اینستاگرام شده جای ابراز خوشی ها و وبلاگ شده جایگاه گله و شکایت و غصه خوردن . اگه فیسبوک بنا شد روی حس کنجکاوی مردم ، اینستاگرامم بنا شد روی شو آف مردم . و رسیدیم به جایی که حریم خصوصی دیگه معنایی نداره . همه میدونن که کی ، چه روزی ، چه ساعتی داره چیکار میکنه و کجا میره یا با کیا میره و جزییات دقیقی از افکار و احساسات شخص در لحظه و اینکه بعدتر حتی قصد چه کاری رو داره . بعد دیگه گذشت دوره ای که فیلمای شخصیمونو یه روزی که فامیلا خونمون بودن میذاشتیم دور هم میدیدیم ، الان آپلودش میکنین روی ناکجا آباد و شونصد نفری با هم میبینیم .



+ یه چیزی که خیلی من دارم میبینم اینه که انگار یه حس قلقلکی هست توی مردم که هر اتفاق خوشی که براشون میفته رو یهو میخوان عکس بگیرن بذارن روی نت . انگار این خوشی تا عمومی نشه کامل نمیشه . این چیه واقعا ؟! مثلا چرا یه نفر باید از لباس تازه ای که خریده یا مثلا اتاق خوابش که برا من یکی ناموسه :دی رو بذاره روی نت ؟! برام سواله واقعا ! چرا آخه یه غریبه که نه شونصد نفر غریبه چشمش بگرده روی اتاق من ؟!


برچسب: صد و سیما,صداوسیما,سیصد و شونزده,سایت صد و سیما,مار صد و سی تنی, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:25

صفحه بندی