+ آقا این حرکتای پا و شکم چه قدر سخته . شرو کردم به زدن اسکوات و وقتی انجامش میدم رسما همه ی بدنم به لرزش در میاد . وقتیم دمبلا رو میذارم زمین دیگه قشنگ میخوام پخش زمین شم . واقعا اونایی که سفت پاهاشون خیلی زحمت کشیدنا . یه جور ریاضته تحمل کردن اون همه فشار .
++ آقا انارای شهر شمام انقد خوشمزه ست ؟ هر بار میخورم از زمین و زمان کنده میشم . آدمای دورم محو میشن . فقط من میمونم اناری که دارم از پوست جدا میکنم . گاااااااد دوست دارم زندگی روووو ...
+++ قراره 4 تا کتاب بخونم . "لذتی که حرفش بود" ، " عطر سنبل ، عطر کاج " ، " خدایا آنجایی منم مارگارت " ، " پاییز فصل آخر سال است " .
++++ شش عدد پیکسل زیبای دلربا از میم تیم سفارش دادم . حالا موندم من که هیچ کیفیم قابیلت سوزن فرو کردن توش رو نداره پیکسلا رو چیکار کنم ؟ بعد یکی از این گردنبندای انار هم از یه جایی سفارش دادم که نمیدونم مطمئن هست یا نه . بعدتر تازه رومم نمیشه یه انار بندازم گردنم . یعنی میخواستم حوض ماهی سفارش بدم ولی هم مامانم مسخره م کرد که این چیه و اینا هم اینکه باید توی "تلگرام " سفارش میدادی که من نداشتم . حالا دیگه مردم بیزینسشونم بردن تو اینا ! خب عامو یه سایت آدمی بزن دیگه وقتی حوض ماهیت دلمو برده .
+++++ یه خط چشم خواستم بخرم ، یه خط چشمی ماژیکی که مثل مداد هست و خیلی مرغوب ! متاسفانه از شرکت صهیونیستی لورآل بود . خداا بود ولی . چه ارگونومی حالیشونه این لامصبا . همینه که یه سریشون میشن اسم و رسم و هویت یه کالا ، مث رژ ، ریمل ، تاید ، ریکا ، ژیلت ...
++++++ من اگه یه سلبریتی دنیای وبلاگ نویسی بودم یه بازی وبلاگی راه مینداختم که هر کسی توش چند تا محصول مرغوب ایرانی که مثلا خیلی ساله ازش استفاده میکنه و میتونه تضمین کنه با کیفیت و خوب و با شرفه رو معرفی کنه . من تنبلم ولی اگه کسی راهش بندازه شایدم منم غیرت کنم و بنویسم .
برچسب: شیار صد و چهل و سه,
نویسنده: زهرا مرادی