خرید بک لینک


آقا یه تصویریم که تو ذهنمه اینه که وایسادم لب رودخونه دارم انار پاره میکنم و با دقت دونا رو جدا میکنم میذارم دهنم میخورم و پشت سرم بقیه دارن عکس میگیرن و کم کم بساطو جمع میکنن که راه بیفتیم بریم . اون دقت ناشی از حرص و ولعم واسه ی اون انار ثبت ذهنی شده . یکی دیگه م اینکه با برادرم نشستیم دور یه سینی انار و حین نقد بازی آرسنال لیورپول در حالی که لب و لوچه مون قرمزه ولی وی دونت کِر ، یکی پس از دیگری انار پاره میکنیم . بعد اینکه در واقع خوشم نمیاد کسی انار دون کنه واسم بیاره بذاره . من انارو تو پوووووستشش دوست دارم بخورم . اصن این انار خوردنه برا من فقط خوردن میوه ی موردعلاقه نیست ، یه جور مدیتیشنه اصن ، یه لذته عمیق نوستالجیک که درکش از توان اون بنده خدایی که رفته یک کیلو انار شیرازی که خریده بودم رو دون کرده آورده گذاشته جلومون خارجه . که تاااازه میگه" یه دختر انارو اونجوری میخوره ؟" آخ خدای من ، به عصر لویی شانزدهم خوش آمدید .




+ خوشم نمیاد سست عنصر بازی در میارین یکی پس از دیگری وبلاگاتونو ترک میکنین :(


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 5:00

صفحه بندی