دیگه همه میدونن که من به بچه های مکانیک ارادت خاصی دارم . وقتی فهمیدم نسیم مرعشی نویسنده ی کتاب تاثیر گذار "پاییز فصل آخر سال است" هم فاغ التحصیل مکانیکه بیشتر طرفدارش شدم و خیلی مشتاق خوندن کارهای بعدیش هستم . هیچ فکر نمیکردم یه نویسنده ای اولین کارش انقد خوب باشه و انقد شخصیت پردازی رو خوب انجام بده و اینقد جذاب قصه تعریف کنه . روجا و شبانه و لیلا ، سه شخصیت این داستان به نظر من خیلی تصویر درست تری از جامعه ی خانومها به دست میدند تا زنهای آنا گاوالدا یا زنهای زویا پیرزاد که انقد به عنوان اثرات زنانه بولد شدن . این اثر البته زنانه نمیشه بهش گفت چون قشنگ هر آدم تحصیلکرده و درسخونده ای که این روزها اکثریت هستند این افراد و این دغدغه ها رو هزار نمونه شو به عینه دیده . و نه حتی تصویر و درون زن فقط ، بلکه تصویر درست و دقیقی از جامعه ی تحصیلکرده و درونیاتشون رو به دست میده . واقعا خوشحالم که این کتاب رو خوندم . کتاب بسیار عالی ای بود و من اصلا نمیتونستم زمینش بذارم و به شدت توصیه ش میکنم و اخص توصیه ش میکنم به آقایونی که توی رابطه هستند یا قرار هست برن توی رابطه از هر نوع شرعی و عرفی و غیره . شاید هر کس که این کتاب رو بخونه چه دختر چه پسر با خودش فکر کنه من روجام یا شبانه یا لیلا یا حتا میثاق یا حتااا ارسلان یا حتاااا مادر پدرای این افراد ! من ؟ فک میکنم ملغمه ای از روجا و لیلا و شبانه م . در واقع شاید فکر خود نویسنده هم همین بوده که این موردای ریز ریز توی آدمها رو کشیده بیرون بزرگش کرده گذاشته تو فریم لیلا و میثاق و روجا و ... . خلاصه که تو ای نسیم مرعشی با روح و روان من چه کردی که هنوز بعد از سه چهار روز گیر کردم تو داستانت و از مخم بیرون نمیره .
برچسب:
نویسنده: زهرا مرادی