خرید بک لینک


هیچ جای سریال لیسانسیه ها اونجاش نشد که میرفت دنبال کار همونا که نشونده شده بودن که با زبون خوش رد کنن بره پی کارش ، بهش شکلات میدادن . وای یعنی زد تو خال ! همه ی خاطرات تهران رفتن و التماس دخیل و نامه نوشتنهای هزار باره و آدرس شماره تلفن گذاشتنای چندین و چند باره برام زنده شد .



+ بعد چقققد این کاراکتر "حبیب" خود خود بچه های دانشگاهمونه آخه . هر کی این سریال رو نوشته اگاهی کافی و وافی داشته به این قشر حیقتا .

ایضا دلی بس پر درد .


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06

صفحه بندی