داشتم مصاحبه ی نیکی کریمی با برنامه ی آبان رو میدیدم . حرفای خوبی میزد . حرفاش از اون جنس حرفایی بود که من براشون سر تایید تکون میدم و لایکشون میکنم . اینکه علی رغم قبول این نکته که جامعه ، جامعه ی مردسالاری هست زنان ایرانی جز اون دسته از زنانی بودند که برای حق خودشون تلاش میکردند . و این احقاق حقه به میزان "عزت نفس" اون زن بستگی داره . به نظر من هم این عزتی نفسی که ایشون گفت نکته ایه که شاید خیلی دخترای توی رابطه ی ما فراموشش میکنند . جلوتر داشت میگفت همونقدی که فمینیستم و از معضلات زنان میگم همونقدم میگم که این حقوق گرفتنه و چیزی نیست که تو سینی بیارن بدن به شما . یعنی یه چیزیه که باید مطالبه بشه و این کاملا درسته . جای دیگری از تکیه ی بعضی زنها بر زنانگیشون گفت . سوای این بحث پیرامون زن ، دیدگاهش رو درباره ی اظهار نظر در مورد مسائل روز گفت و اینکه وقتی اونکاره نیستی در مورد اون کار هم نظر ندی . من همیشه با خودم میگم مردم از کی یه پا کارشناس مسائل سیاسی و ورزشی و اجتماعی و همه چی شدن ؟! آگاهی به مسائل روز واجب و لازمه ولی اظهار نظر و قضاوت و جکم صادر کردن کار هر کسی نیست . نیکی کریمی آخر صحبتهاش توصیه ای کرد که اونم خیلی دوست داشتم . کلا تک تک حرفاش رو دوست داشتم . متفاوت و جذاب و باب دل ! برخلاف نظر مردم که همه بهش توپیدن که مغرور و "تو خالی" بود . یه کسی بشینه بی تخصص راجع به فلان مساله سیاسی اظهار نظر کنه اونوقت خیلی خفنه و تو خالی نیست ؟! هر کس کاش یاد بگیره قد دهنش حرف بزنه .
+ از اینکه مکث میکرد بعد جواب میداد خوشم اومد . یه خصلتیه که برای خودم رویاییه و توی آدمهای کمی دیدمش .
+نیکی کریمی دومین نفریه که با مصاحبه ش نظرم در موردش عوض شد . اولیش هانیه توسلی بود که مصاحبه ش با فریدون جیرانی رو سه بار دیدم . خیلی خوشم اومد که بازیگر تو خالی ای نیست ... چقدر آدمای پُر رو دوست دارم . سکسی ترین آدمها ، پرُ ترین آنهاست . جیرجیرک علیه الرحمه .
+ خیلی کم از نیکی کریمی فیلم دیدم .
+ وژدانا خیلی خوشگله . چه نیم رخی داره ! در کل طول مصاحبه داشتم از زیباترین نیمرخی که به عمرم دیدم لذت میبردم و فتبارک الله احسن الخالقین میگفتم :دی لامصب مث نقاشیای مینیاتوری میمونه . چقدم ساده و بی زلمزیمبو .
+ چرا نامداری انقد خز و خیل شده ؟ اصن لحنش خیلی بد شده . دستشو از زیر چادرش میبره پشت شونه ش . یعنی چی آخه ؟ میخوای کمرتو بخارونی ؟ از دو تا دستشم که چیز میز آویزون بود حواس آدمو پرت میکرد . مجریم مجریای قدیم ... لحنننننش چرا اینجوری شده ؟؟؟؟!!!! وا !
برچسب:
نویسنده: زهرا مرادی