خرید بک لینک

هنوزم روم نمیشه جایی بگم . ولی سال آخر دانشگاه از طرف نهاد رهبری دانشگاه که من آخرم نفهمیدم دقیقا دفترش کجاست یه تندیس و یه نگین که به زیبایی تراش خورده بود به دستم رسید و بهم گفتن به دخترایی که از دید اونها برگزیده شده بودند جایزه دادن و بهش میگن طرح ریحانه . هنوز که تندیس و نگین من به دستم نرسیده بود اصلا اهمتی نمیدادم میگفتم لابد اینم واسه ی چادریاست و اصن من کی باشم . کی اصلا منو دیده . حتی تا وقتی که با اون رژ ضایع و اون سرمه ی همیشگی و شلوار جین لوله تفنگی رفتم و تندیس و نگین تراشه خورده م تحویل گرفتم باورم نشد که به صلاحدید حاج آقای تو دل بروی دانشجوها منم آره ! حاج آقایی که من یکی انقد محلش نمیدادم که حتی وقتی با اولین ست سارافون دامن انارگلیم رفته بودم بیرون و دیده بود منو اصلا به روی خودم نیاورده بودم . نمیدونم ملاکشون چی بود . یکی تیکه مینداخت این جایزه ی اسکلاست به عبارت روشنتر کسایی که دوست پسر نداشتن ، یکی میگفت مال کساییه که توی کارای خیر شرکت داشتن ، یکی میگفت مال بسیجیاست . یکی میگفت مال اوناییه که حداقل ارتباط رو با پسرا داشتن ، حتی یه نفر میگفت مال دخترای زشت دانشکده ست . نمیدونم دلیل التفات حاج آقا به من یکی اون وسط چی بود ولی برای من اون نگین و تندیس از شیرین ترینهاست و خیلی خیلی بابتش خوشحال شدم . یادمه اون روز رو و اون حالم و اون تعجبم و اینکه هی میپرسیدم شما مطمئنین اسم منو گفتن ؟ و روی تندیس فقط یه سخن از امام علی بود ، " المرأة ریحانة و لیست بقهرمانه " .

عیدتون مبارک باشه !

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:25

صفحه بندی