صد و سى و هشت - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 4:59
خوابیدم رو تخت تو حیاط!و تصمیم دارم تا صبح دووم بیارم و نترسم و خوابمم ببره!!هواى لطیف و خنکه الانو،حیفه از دستش بدیم.اونم با این آسمون پر ستاره،با هواپیماهایى که میان و میرن و تو دل آسمون سرمه اى چشمک میزنن و صداشون تو سکوت نسبى شب بهتر به گوش میرسه.الان دارم یه تراکم ستاره اى مث خوشه ى پروین میبین...
صد و چهل - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 4:59
+ آقا این حرکتای پا و شکم چه قدر سخته . شرو کردم به زدن اسکوات و وقتی انجامش میدم رسما همه ی بدنم به لرزش در میاد . وقتیم دمبلا رو میذارم زمین دیگه قشنگ میخوام پخش زمین شم . واقعا اونایی که سفت پاهاشون خیلی زحمت کشیدنا . یه جور ریاضته تحمل کردن اون همه فشار . ++ آقا انارای شهر شمام انقد خوشمزه ست ؟ ...
صد و سی و یک - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 16:25
ِیه وقتاییم هست که آدمو از کرده یا گفته ش پشیمون میکنن ... اونجاهاس که بحث ، بحثه لیاقته . یه سری اصولا لیاقت و ظرفیت محبت و توجه رو ندارند . بعد این قضیه برای آدمی مثل من که حتی عزیزم و جانم رو باید با انبر از دهنم بکشن ، خیلی سنگین میادش و باعث میشه بیش از پیش در آرمان های نه چندان مهربان خودم ثاب...
صد و سی و دو - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 16:25
آدم وبلاگا رو میخونه میبینه مردم کلی دغدغه ی فکری و فلسفی و معنایی دارن و درگیر حل مشکلات عدیده و گره های کور زندگی هستن و داد تنهایی سر دادن . بعد میره اینستاگرام میبینه همه غرق مهمونی و شادی و دور همی و گشت و گذار با دوستان خیلی زیاد هستن و همه زندگیا به راه و آیفونها به دست و همه خوشگل و شاداب و ...
صد و سى و سه - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 16:25
یکى از فانتزیامم اینه که از یکى بپرسم اسمت چیه ؟ بگه "على" ! خداییش چقد اسم قشنگیه . على ؟ على جان ؟ ... تو دل برو و جذذاب !
صد و بیست و پنج - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:06
یاد محرمای دانشگاه بخیر . بهترین جو و اتمسفر مراسمات رو توی مسجد دانشگاه فقط دیدم . یه جو فوق العاده دوست داشتنی و صمیمی و بی ریا .وقتی مسجد دانشکده رفته باشی دیگه رغبتی به مراسمای بیرون نداری.واقعا جوانیه و بی ریاییش. دانشگاه ما یه شهر کوچیکی بود که سلف و مسجد و سوله ورزشی و خوابگاه و کتابخونه و کل...
صد و بیست و شش - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:06
دوووسسست دارم شلدنننننن یکی از فانتزیای دیگه مم اینه یه تی شرت داشته باشم روش نوشته باشه "Bazinga" . وای خدا این شلدن چقد باحاله .
صد و بیست و سه - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 21:41
وقتی مرد خونه با خستگی سینه زنی و بغضی که هنوز از پس اشک ریختن ها سبک نشده وارد خونه میشه ...
صد و بیست و دو - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 12:30
هنوزم کله پاچه انقد بهم مزه میده که اشک تو چشام جمع میشه . انقد خوشمزه ست که میخوام همون موقع زانو بزنم به درگاه الهی و جداً جداً با ایمان صد در صد پیور ! شکرش کنم . انقد طعم خوووبش وجودمو پر میکنه که حس خداپرستی تو وجودم زنده میشه و یه جور ذاتی و فطری به خدا ایمان میارم . نمیفهمی من چی میگم .
صد و بیست و یک - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:38
چقد هوا خوبه . این باد خنک نرم مهربون خوده خوده سر انگشت یاره که صورتمو نوازش میده . اومدم بیرون ورزش کنم ولى نشستم روى یه نیمکت و از هوا لذت میبرم . دلسرد و غمدار اما لبخند به لب ...
صد و ده - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:27
".. و اکنون، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای. اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیباییات؟ و .... من چه میدانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط میتوانم نشانیهایش را به ت...
صد و دوازده - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:26
"خنده نشونه ی آزادگیه " چه حرف درست و قشنگی زد "احمد عربانی " در برنامه ی خندوانه .
صد و سیزده - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:25
هنوزم روم نمیشه جایی بگم . ولی سال آخر دانشگاه از طرف نهاد رهبری دانشگاه که من آخرم نفهمیدم دقیقا دفترش کجاست یه تندیس و یه نگین که به زیبایی تراش خورده بود به دستم رسید و بهم گفتن به دخترایی که از دید اونها برگزیده شده بودند جایزه دادن و بهش میگن طرح ریحانه . هنوز که تندیس و نگین من به دستم نرسیده ...
صد و چهارده - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:25
والا راستشو بخواین ما خانوادگی استعداد سنگ کلیه داریم و خیلیامون یکی دو باری سنگ داشتیم و من از اونجایی که خیلی آدم ترسویی هستم و از درد سنگ کلیه که بنا به گفته ی همه چیزی معادل درد زایمان هست و خون بالا اوردن های بعد از عملش به شدت میترسم خودم رو بستم به این پیاده روی ها و دویدن و طناب زدن های شبان...
صد و پانزده - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:24
دلم میخواد یه تیشرت داشته باشم روش نوشته باشه " این گرگ سالهاست که با گله آشناست " ، حالا البته درسته هیچ پخی نیستم ... انی وی ...
صد و هجده - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:21
لذت بخش ترین کار دنیا ؟ حرف زدن با کسى که میفهمه آدم چى میگه .
صد و نوزده - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:19
منصور ضابطیان در کتاب " مارک و پلو " می گوید : " ایتالیا مهدِ پیتزای جهان است . این غذای پرطرفدار ما ایرانی ها را در هر کوچه پس کوچه ای در شهر های ایتالیا می توانید پیدا کنید . اما با دیدن اولین پیتزا فروشی تمام تلقی تان نسبت به پیتزا به هم می ریزد .چون آنچه می بینید و می خورید ، شباهت چندانی با پیت...

برچسب‌های مرتبط

صد و پنجاه پله زیر زمین | صد و پنجاه غواص | صد و پنجاه صحابی ساختگی | اصل صد و پنجاه و هفت قانون اساسی | اصل صد و پنجاه و نهم | شیار صد و چهل و سه | دانلود فیلم شیار صد و چهل و سه | صد و سیما | سیصد و شونزده | سایت صد و سیما